دلمجمع شده, دلم میخاست چمدونم رو بردارم و برم یه جای دور خیلی دور, جایی
که فقط خودم باشم و خودم, آخه میدونی بعضی روزها هست که آدم دلش میخاد
باخودش خلوت کنه واون روزوتنها باشه ،وفقط مال خودش باشه ، خودخودش، نه
جایی بره، نه کسی سراغش بیاد، نه با کسیحرف بزنه, نه جواب تماس کسی
روبده و نه حتی حالش روبپرسن, یا بی خیال باشه. مث زمان بچگیاش اتاق
رو بهم بریزه، موهاشو شونه نکنه,لباس تمیز نپوشه،و اون روز آهنگی رو گوش کنه
که همیشه ازش متنفر بود و ردش میکرد، بعد یه
گوشه بشینه،و برهتو فکر، فکر اتفاقاتی که افتاده یا قراره که بیافته، یا که نه ،اصلا
به هیچ چیزی فکر نکنهفقط زانوی غم بغل بگیره، بدون فکرکردن
به هیچاتفاقی،فقط بشینه و به دیوار تکیه بده، منم امروز همین حالو داشتم،
برچسب: بعضی روزا فکر میکنم بار گناهم,بعضی روزا فکر میکنم,بعضی روزا فکر میکنم محمود کریمی,بعضی روزا,بعضی روزا که تو لکی,بعضی روزا فکر میکنم کریمی,بعضی روزا فکر میکنم بار گناهم(کریمی),بعضی روزا کریمی,بعضی روزا فک میکنم,بعضي روزا,
نویسنده: نگار نوروزی